مقاله مدیریت دانش
محمد افضلي – كتابخانه عمومي باقرالعلوم(ع) چناران
مديريت دانش (Knowledge management - KM) در دسترس قرار دادن نظاممند اطلاعات و اندوختههاي علمي است، به گونهاي كه به هنگام نياز در اختيار افرادي كه نيازمند آنها هستند، قرار گيرند تا آنها بتوانند كار روزمره خود را با بازدهي بيشتر و موثرتر انجام دهند.
Scienceدر زبان فارسي تا به حال اصطلاح «مديريت دانش» براي Knowledge Management متداول بوده است. در زبان انگليسي اما تفاوت بسياري بين Science و Knowledge وجود دارد. Knowledge به تمامي آگاهيهاي بشر به طور كل اطلاق ميشود در حاليكه به فرآيند توليد دانش اطلاق ميشود. دانش نرم (هنوز) قابل بيان، ساختاردهي، نمايش و مديريت نيست. تنها دانش سخت را يا دانستههاي خاص و يا اندوختههاي علمي را ميتوان مديريت كرد.
مديريت دانش و خدمت مرجع
يكي از شاخه هاي فرعي اقتصاد دانش است؛ مديريت دانش ، كاملاً يك مفهوم و روش جديد مديريت را معرفي مي كند. اين مفهوم بر تبديل موهبتهاي عقلاني كاركنان و سازماندهي نيروهاي سودمند دروني اعضاء كاركنان – نيروي رقابت و ارزش جديد- عمل مي كند. مديريت دانش بر پيوند اطلاعات با اطلاعات، اطلاعات با فعاليت ها و اطلاعات با فرد- براي تحقق اشتراك دانش ( از قبيل دانش ضمني و دانش صريح) توجه دارد. و با مديريت اطلاعات كاملا متفاوت است. كاركردهاي سنتي كتابخانه؛ گردآوري، پردازش، اشاعه، ذخيره سازي، بهره برداري از اطلاعات مدرك به منظور فراهم آوردن خدمت براي جامعه است. در دوره اقتصاد دانش، كتابخانه به عنوان گنجينه دانش بشري ، سهيم شدن در پيشرفت دانش و حلقه ارتباطي مهم در زنجيره پيشرفت دانش خواهد بود. در قرن بيست و يكم كتابخانهها بطور اجتناب ناپذيري با موضوع جديد مديريت دانش مواجه خواهند بود. مديريت دانش در كتابخانهها مي بايد بر پژوهش و توسعه دانش، ايجاد پايگاه دانش، مبادله و اشتراك دانش بين كاركنان كتابخانه ( از جمله كاربرانش) ، آموزش كاركنان كتابخانه، تسريع پردازش صريح از دانش غير صريح و تحقق اشتراك آن تمركز كنند. تعريف مديريت دانش: مديريت دانش رويكرد نظام مند يافتن، درك كردن و استفاده از دانش براي دستيابي به اهداف سازماني است و از طريق كاهش زمان و هزينهٔ آزمايش و خطا يا تكرار، ايجاد ارزش ميكند.
تعاريف گوناگون
براي تعريف دانايي بايد چندين واژه تعريف شود. ابتدا از دادهها صحبت ميكنيم. دادهها منبع حياتي به شمار ميروند كه با بهرهبرداري صحيح از آنها ميتوان دادهها را به اطلاعات بامعني تبديل نمود. بدين ترتيب اطلاعات ميتوانند به دانايي و در نتيجه حكمت تبديل شوند. در واقع اطلاعات، دانايي و حكمت، بيش از مجموعههاي فوق هستند و به نوعي كل آنها از هم اجزايي اجزا تشكيل ميشوند، نه جمع جبري اجزا.
دادهها نقاط بي معني در فضا و زمان هستند كه هيچگونه اشارهاي به فضا و زمان ندارند. دادهها شبيه رويداد حرف يا كلمهاي خارج از زمينه (بدون رابطه) ميباشند. دانايي مجموعهاي از شناختها و مهارتهاي لازم براي حل مسئلهاست، لذا اگر اطلاعاتي كه در دست است بتواند مشكلي را حل كند ميتوان گفت دانايي وجود دارد. ضمن اينكه دانايي بايد امكان تبديل به دستورالعمل اجرائي و عملي شدن را داشته باشد.
مفهوم مديريت دانش
مديريت دانش طيف وسيعي از فعاليتها است كه براي مديريت، مبادله، خلق يا ارتقاي سرمايههاي فكري در سطح كلان به كار ميرود. مديريت دانش طراحي هوشمندانه فرايندها، ابزار، ساختار و غيره با قصد افزايش، نوسازي، اشتراك يا بهبود استفاده از دانش است كه در هر كدام از سه عنصر سرمايه فكري يعني ساختاري، انساني و اجتماعي نمايان ميشود. مديريت دانش فرايندي است كه به سازمانها كمك ميكند تا اطلاعات و مهارتهاي مهم را كه بعنوان حافظه سازماني محسوب ميشود و به طور معمول به صورت سازماندهي نشده وجود دارند، شناسايي، انتخاب، سازماندهي و منتشر نمايند. اين امر مديريت سازمانها را براي حل مسائل يادگيري، برنامه ريزي راهبردي و تصميم گيريهاي پويا به صورت كارا و موثر قادر ميسازد. علل پيدايش مديريت دانش: ۱- دگرگوني مدل كسب و كار صنعتي كه سرمايههاي يك سازمان اساسا سرمايههاي قابل لمس و ملي بودند(امكانات توليد، ماشين، زمين و غيره) به سمت سازمانهايي كه دارايي اصلي آنها غيرقابل لمس بوده و با دانش، خبرگي، توانايي و مديريت براي خلاق سازي كاركنان آنها گره خوردهاست. ۲- افزايش فوق العاده حجم اطلاعات، ذخيره الكترونيكي آن و افزايش دسترسي به اطلاعات به طور كلي ارزش دانش را افزوده است؛ زيرا فقط از طريق دانش است كه اين اطلاعات ارزش پيدا ميكند، دانش همچنين ارزش بالايي پيدا ميكند. زيرا به اقدام نزديك تر است. اطلاعات به خودي خود تصميم ايجاد نميكند، بلكه تبديل اطلاعات به دانش مبتني بر انسانها است كه به تصميم و بنابراين به اقدام ميانجامد. ۳- تغيير هرم سني جمعيت و ويژگيهاي جمعيت شناختي كه فقط در منابع كمي به آن اشاره شدهاست. بسياري از سازمانها دريافتهاند كه حجم زيادي از دانش مهم آنها در آستانه بازنشستگي است. اين آگاهي فزاينده وجود دارد كه اگر اندازه گيري و اقدام مناسب انجام نشود، قسمت عمده اين دانش و خبرگي حياتي به سادگي از سازمان خارج ميشود. ۴- تخصصي تر شدن فعاليتها نيز ممكن است خطر از دست رفتن دانش سازماني و خبرگي به واسطه انتقال يا اخراج كاركنان را بهمراه داشته باشد. در بدو امر به مديريت دانش فقط از بعد فن آوري نگاه ميشد و آن را يك فناوري ميپنداشتند. اما به تدريج سازمانها دريافتند كه براي استفاده واقعي از مهارت كاركنان، چيزي ماوراي مديريت اطلاعات موردنياز است. انسانها در مقابل بعد فناوري و الكترونيكي، در مركز توسعه، اجرا و موفقيت مديريت دانش قرار ميگيرند و همين عامل انساني وجه تمايز مديريت دانش از مفاهيم مشابهي چون مديريت اطلاعات است.
راهبردهاي مديريت دانش
مديريت كلان جهت كارآمدي زيرسيستمهاي خود ميبايست ماهيت، اصول و ابعاد مديريت دانش را بشناسد. راهبردهايي كه ماهيت و توانايي متفاوت مديران را منعكس مينمايد عبارتنداز ۱- راهبرد دانش بعنوان راهبرد كسب وكار كه روشي جامع و با وسعت سازماني براي مديريت دانش است، كه بيشتر بعنوان يك محصول در نظر گرفته ميشود. ۲- راهبرد مديريت سرمايههاي فكري كه بر بكارگيري و ارتقاي سرمايههايي كه از قبل در سازمان وجود دارند، تاكيد دارد. ۳- راهبرد مسئوليت براي سرمايه دانش فردي كه از كاركنان حمايت و آنها را ترغيب ميكند تا مهارتها و دانش خود را توسعه دهند و دانش خود را با يكديگر درميان گذارند. ۴- راهبرد خلق دانش كه بر نوآوري و آفرينش دانش جديد از طريق واحدهاي تحقيق و توسعه تاكيد ميكند. ۵- راهبرد انتقال دانش كه بعنوان بهنرين فعاليت در بهبود كيفيت امور و كارايي سازمان مورد توجه قرار گرفتهاست. ۶- راهبرد دانش مشتري- محور كه با هدف درك ارباب رجوع و نيازهاي آنها بكار گرفته ميشود تا خواسته آنها به دقت فراهم شود.
منابع
· مديريت دانش « مدل فرآيندي ابداعي » نويسنده و مولف: خشايار جهانيان
· باران دوست, ر. و ش. رحماني (۸۲). «بررسي رابطه تطبيقي مديريت كيفيت جامع و سازمان يادگيرنده.» تدبير ۱۳۴.
· باقري نژاد, ج. (۸۲). فرآيند كيفيت فراگير در رويارويي با عصر دانايي. دومين كنفرانس ملي مهندسي صنايع. دانشگاه يزد.
· پاكسرشت, ح. (۸۲). مديريت دانش, انتشارات دانشكار.
· پيروزفر, ش. (۸۵). مديريت دانايي چيست, pc world iran.
· خواسته, ن. (۸۴). سمينار كارشناسي ارشد با عنوان ارتباط دو حوزه مديريت دانايي و مديريت كيفيت. مهندسي صنايع. تهران, تربيت مدرس.
· داونپورت and پروساك (۸۱). مديريت دانش, انتشارات دانشكار.
· عدلي, ف. (۸۲). مديريت دانش، حركت به فرا سوي دانش, انتشارات فراشناختي انديشه.
· كاست, ك. and ت. ص. ا. فصيح (۸۳). «مديريت دانش از ديدگاه يك استراتژي تجاري.» علوم اطلاع رساني ۱۸(۳٬۴).
· كلانتر, م. ج.-س. (۱۳۸۲). «مديريت دانش در سازمان.» تدبير ۱۴۲.
وب نوشت کتابخانه قائمیه